مارپیچ سکوت به زبان خودمانی
رسانهها بازیگرای عجیبی هستن! طوری میتونن ذهنتو دستکاری کنن که فکر کنی نظر تو، یه عقیده اقلیت و تنهاست. نتیجهاش؟ سکوت میکنی و دیگه حرفتو نمیزنی. این ایده همون چیزیه که بهش میگن “مارپیچ سکوت”. خیلی وقته که سیاستمدارها و رسانهها ازش استفاده میکنن تا صدای بعضیا رو خفه کنن. ولی خب، با اومدن شبکههای اجتماعی، این داستان یه جورایی عوض شد. بیا ببینیم این مارپیچ چطوری کار میکنه و چرا با فضای مجازی یه کم پیچیدهتر شده.
مارپیچ سکوت یعنی چی؟
اولین بار یه خانم آلمانی به اسم الیزابت نوئل نئومان تو سال ۱۹۷۳ این نظریه رو مطرح کرد. اون موقع رادیو و تلویزیون حرف اول رو میزدن و کلی روی ذهن مردم تاثیر داشتن.
ایده مارپیچ سکوت سه بخش داشت:
- ?درک نظر اکثریت و اقلیت: آدما معمولاً یه حسی دارن که میفهمن اکثریت جامعه چی میگه و کدوم نظر تو اقلیت قرار داره.
- ?ترس از تنها موندن: هیچکی دوست نداره از جمع طرد بشه یا مسخرهاش کنن. پس ترجیح میدن مثل بقیه حرف بزنن یا کلاً سکوت کنن.
- ?سکوت برای فرار از فشار: این ترس باعث میشه مردم عقیدهشون رو مخفی کنن تا از قضاوت شدن راحت باشن.
حالا رسانهها چی کار میکنن؟ اونا نظر اکثریت (یا چیزی که خودشون میخوان اکثریت به نظر برسه) رو هی تکرار میکنن. مردم هم کمکم فکر میکنن که اگه مخالف این جریان باشن، تنها میمونن. حتی اون اقلیت واقعی که با هم همعقیده هستن، از ترس دیده شدن، دیگه حمایتشون رو از همدیگه نشون نمیدن. اینجوریه که عقیده مخالف کمکم خاموش میشه و نظر مورد نظر رسانهها همهگیر میشه.

رسانهها چطور این بازی رو قویتر کردن؟
با پیشرفت رسانهها، این روند بدتر هم شد. مثلاً یه رسانه میتونه جوری نشون بده که یه عقیده خاص انگار نظر همه مردمه، در حالی که اینطور نیست. مردم هم فکر میکنن نظرشون تو اقلیته و ترجیح میدن سکوت کنن. این روند باعث میشه که اون نظر ساختگی، کمکم واقعاً تبدیل به نظر عمومی بشه.
شبکههای اجتماعی و تغییر بازی
بعد از اومدن شبکههای اجتماعی، یه سری معادلهها به هم خورد. این فضا دو تا ویژگی مهم داره:
- ?آزادی بیان بیشتر: هر کسی میتونه نظرش رو بدون نیاز به رسانههای بزرگ منتشر کنه.
- ?ناشناس بودن: میتونی بدون اینکه کسی بفهمه کی هستی، حرفتو بزنی.
این دو ویژگی باعث شد که مردم تو فضای مجازی راحتتر حرف بزنن و انحصار رسانههای بزرگ کمتر بشه. ولی آیا این یعنی مارپیچ سکوت کلاً از بین رفته؟ نه دقیقاً!
مارپیچ سکوت تو شبکههای اجتماعی هم هست!
یه تحقیق جالب توسط کیت همپتون، استاد دانشگاه میشیگان، انجام شد. اون رفتار مردم آمریکا رو درباره افشاگریهای اسنودن بررسی کرد. نتیجه این بود که حتی تو شبکههای اجتماعی هم، اگه کسی حس کنه نظرش با دنبالکنندههاش سازگار نیست، حرف نمیزنه. یعنی همون ترس از طرد شدن و انزوا، تو فضای مجازی هم کار میکنه. بهجای اینکه بترسی دوستات تو مهمونی ازت بدشون بیاد، اینجا از unfollow یا کامنتهای منفی میترسی.
وقتی سلبریتیها و صفحات معروف مارپیچ رو میچرخونن
یه مشکل دیگه شبکههای اجتتبماعی اینه که سلبریتیها و صفحات پرطرفدار میتونن نظر شخصی خودشون رو بهعنوان نظر اکثریت جا بزنن. مثلاً یه بازیگر معروف یا یه اینفلوئنسر میتونه یه عقیده رو مطرح کنه و طرفداراشم ازش حمایت کنن. کمکم این نظر جوری همهگیر میشه که اگه کسی بخواد مخالفت کنه، میترسه حرفش شنیده نشه یا مسخرهاش کنن. جالب اینجاست که مردم خیلی وقتا اصلاً متوجه این روند نمیشن و فکر میکنن اون نظر، نظر همه مردمه.
ابزار سیاستمدارها برای کنترل افکار
این وضعیت برای سیاستمدارها یه فرصت طلاییه. اونا میتونن از سلبریتیها و صفحات معروف استفاده کنن تا نظر خودشون رو بهعنوان خواست عمومی جامعه جا بزنن. مثلاً دور انتخابات یا موضوعات حساس، یه عقیده خاص توسط اکانتهای پرمخاطب ترویج میشه و بعد از مدتی تبدیل به نظر اکثریت میشه. اینجوری فضای مخالفت کمکم از بین میره و مردم دیگه جرئت نمیکنن حرف مخالفی بزنن.
جمعبندی
درسته که شبکههای اجتماعی یه فضایی برای آزادی بیان ایجاد کردن، ولی مارپیچ سکوت همچنان وجود داره. فقط شکل و ابزارش تغییر کرده. فشار اجتماعی، چه تو دنیای واقعی و چه تو فضای مجازی، آدمارو وادار به سکوت میکنه. برای شکستن این چرخه، باید فرهنگ گفتوگو و پذیرش نظرات مختلف رو تقویت کنیم.